تبليغاتX
چل چو
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
وحشتی در حد مرگ

 وحشت همه شهر رادر برگرفته ، مردم به بهانه های کوچک راهی سرای حکیمان شده و در تلاش برای رفع مرضی که شاید وجود خارجی نداشته و ندارد ، اینجا جای سوزن انداختن نیست ، جمعیت انبوه هر لحظه بیشتر و بیشتر جلوه می کند ، رسانه ملی مردم را به آرامش دعوت می کند اما گویا تلاش برای نجات ، مردم را جلی تر می کند و هر لحظه بر تعدادشان می افزاید ، شایع شده کودکی شش ساله بر اثر ابتلا به این بیماری مهلک جان سپرده ، و مشاهدات همه دلیل بر گسترش بیماری خطرناکی از خانواده آنفولانزا و از نوع A  یا همان آنفولانزای خوکی است ...

اینها خبرهایی است که در کوچه و بازار همه روزه ترس و وحشت را مهمان دلهای  خسته از روزگار می کند !

آیا حقیقت دارد ؟

به نظر نمی رسد این بیماری  زیاد هم خطرناک باشد

برای مرگ  غم انگیز کودک شش ساله پیگیر شدم ، خوشبختانه بیماری آنفولانزایی  در کار نبود ، علت مرگ  بیماری ارثی بود که به دلیل ازدواج خانوادگی در دو فرزند قبلی این خانواده هم نمود داشته از طرف خودم و چل چو به این  خانواده محترم تسلیت گفته و از در گاه خدای متعال صبر و استقامت مسئلت دارم

یکی دو مورد مشکوک به آنفولانزا در بیمارستان بستری بوده که خوشبختانه رو به بهبودی هستند

پس نگران نباشید

خود بنده در دو هفته گذشته دست به گریبان با نوع جدیدی از آنفولانزا بودم که اسمش رو گذاشتم آنفولانزای وحشت ، به حمدلله  قدری بهتر شده  و از هم اکنون سور و مور  و گنده  در خدمت شما ...

بماند که از لطف تبلیغات منفی  ، وصیت نامه امان را نوشتیم و قرار بود در همین روزها به صرف کباب مهمانتان کنیم

اما به قول شهید مدرس ( به کوری  دشمنان  مدرس (مهدی)هنوز زنده است ) ....


|+| نوشته شده توسط مهدی حاجی زکی در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 9:39 | 
خوشبختی مجازی

در زمانهای نه چندان دور ؛ هنگامی که خاطر ملوکانه قدری  مشوش می گردید از حیث بی خبری از اقوام و وابستگان مجبور می گشتیم تا مسافت اندرونی خویش را تا درب منزل ایشان طی نموده و کسب احوال نماییم ، یا به همین بهانه نیمه شبی با اهل و عیال خود را مهمان کنیم و تا پاسی از شب در کنار ارحام خود زمان را سپری کنیم .

تا اینکه …

به همت  یکی از برادران  فرنگی  که اگر اشتباه نکرده باشم { الکساندر گراهام بل }، دستگاه غریبی در منزلمان راه یافت که با آن تنها با گرفتن نمره آشنایان توانستیم از احوالشان جویا شده، خاطر ملوکانه امان از تکدر به روشنایی صعود اجلاس نمود .

این اختراع بشر را قدری به کاهلی  واداشت و هرچند از سیمای زیبای رفقا محروم بودیم اما صدای گرمشان ، زینت بخش گوشه دل غمگینمان از دوری ایشان بود .

سالیانی چند به همین منوال سپری داشتیم و گاه گاهی نیز مجلسی برافراشته و از سیمای ارحام برخوردار .

تا اینکه …

عقل بشر به همین جا اکتفا ننمود و دست به اقدامی خارق العاده زد که کم مانده بود چشمانمان از تعجب گشاد و دهانمان از حیرت باز بماند

اینجا بود که چهره تلفنهایمان تغییر یافت وبساط  دنگ و فنگ سیم و سیم کشی برچیده .

بماند که اوضاع ارتباطی قدری بهتر نمود اما داستان به همین جا ختم نشد

مدتی بعد امکاناتی مهیا شد تا بدون ارتباط گفتاری و دیداری تنها با نوشتن چند جمله کوتاه از حال یکدیگر با خبر شویم . تا جایی که امکانات مذکور نه تنها باعث شد تا سیمای رفقا را از یاد برده   و صدایشان را فراموش نماییم ، بلکه به ملعبه ای تبدیل شد که کار و زندگی عده ای را گرفت و وقت بیشتر بشریت به پیام بازی تلف گردید .

این پایان کار نبود چرا که عقل جن هم به مغز این ادم دوپا قد نمی دهد چه برسد به بنده !!!؟؟؟

مدلهای مختلف تلفن همراه از راه رسید و بلوتوث شمع محفل بشریت شد !

دیگر درمعدود مجالس نه جای احوال پرسی بود و نه فرصتی برای دیدار چرا که وقت به بطالت می گذشت و ما از داشتن کلیپ های جدید محروم ،

و کار به جایی رسید که مملکتمان جزو بزرگترین سقارش دهندهگان گوشی همراه شد به چه قیمتی ؟

به قیمت فراموشی یاران و دوستان قدیم و فصل ارحام و بستگان

و این شد خوشبختی مجازی ما قوم بی خرد ایرانی …

 

 

|+| نوشته شده توسط مهدی حاجی زکی در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 19:20 | 
دغدغه های یک کودک خوانساری

سلام خدای مهربون ، از ماه رمضون که رفتی  جات خیلی اینجا خالیه ، اونوقتا که نزدیکمون بودی گاهی حرفهای دلمو بهت می گفتم اما الان یه ماهی می شه که خبری ازت نیست .

راستی خدا جون می شه تا قبل محرم و صفر واسه یه بار هم شده ، یه تک پا بیای و بری ...

آخه اینجا تو شهر ما خیلی خبراست

اصلا بیا ایتجا پیش ما زندگی کن ، اینم شد کار ! فقط سالی سه ماه میای آخه ناسلامتی تو خدای مایی ...

ما بنده هاتو اینجا رها کردی به امان کی و رفتی

مگه تو خودت ما رو خلق نکردی ؟

می گن تازگیها یه مقبره پیدا شده اینجا !

می گن خیلی قدیمیه

بابام می گفت قراره برن قم ، شجر نامشو بیارن

دیروز با بابا رفته بودیم اونجا

خدایی قشنگه خیلی هم قدیمیه

خیلی شلوغ بود اونجا

هر کسی یه چیزیی می گفت

احتمالا این مقبره ای که می گم می گن مال خواهر امام رضا است

همونی که تو مشهده همونی که پارسال رفته بودیم زیارتش

پیش خودم گفتم اگه راست باشه ...

شهر ما هم می شه عین شهرهای زیارتی 

می شه عین قم ، همونجایی که حضرت معصومه داره

اونوقت آدمایی هم هستن که فقط به خاطر هواش نمیان اینجا

یه خانومی اینجا ، هست که دلارو با خودش می کشونه میاره اینجا

اصلا شاید  شهر ما هم شد استان

اونوقت دیگه بابا ، مامان مجبور نیستند به خاطر اینکه اینجا دکتر اطفال نداره منو تا گلپایگان ببرند

خدا جونم ، خدای مهربونم  دوباره بهت سر می زنم

الان دیگه باید بخوابم شب بخیر خدای مهربون ...

|+| نوشته شده توسط مهدی حاجی زکی در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 17:46 | 
تکرار کلیشه ها
با خبر شدیم برنامه سفر نامه روز سه شنبه حوالی ساعت 12 یا 12/30 ظهر مجددا پخش خواهد شد ...

از همه عزیزان همشهری که مایل به دیدن تکرار کلیشه ای این برنامه هستند صمیمانه درخواست می شود راس ساعت مقرر پای گیرنده های خود نشسته و از لذت وافر و کامل برخوردار شوند

این خبر ساعتی پیش از سوی یکی از کارمندان فرمانداری خوانسار جناب آقای قبادی تایید شد ، پس چنانچه بنا به هر دلیلی پخش نشد مسئولیتش را بنده به عهده نمی گیرم

گفته باشم ...

|+| نوشته شده توسط مهدی حاجی زکی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 10:44 | 
مستند یا تبلیغات مجانی ؟

در حالی که منتظر پخش تلوزیونی برنامه سفرنامه در تاریخ سی ام مهرماه بودیم ، این برنامه شب گذشته از شبکه استانی اصفهان پخش شد .

اما بیشتر وقت برنامه به جای آنکه به اوضاع و احوال اجتماعی تاریخی شهرستان بپردازد ، به تبلیغات

از  کارگاها و کارخانجات خصوصی صرف شد

تا جایی که مدیران این گونه اصناف ، رسانه ملی را به مانور  تبلیغاتی خود تبدیل نموده و از این فرصت استثنایی به جای استفاده ، سو استفاده نمودند .

پیش بینی می شود مخارج تبلیغات سال جاری آنان به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یافته و درآمدشان بیشتر شود .

ما که بخیل نیستیم اما خدایی  آیا مستند سفرنامه جز تیزر های تبلیغاتی و حرفهای کلیشه ای ثمر دیگری برای شهرمان داشت ؟

 

|+| نوشته شده توسط مهدی حاجی زکی در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 و ساعت 10:9 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar